عبد الجليل قزوينى رازى
456
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
آنگه گفته است : « و همهء شرق و غرب اصحاب سنّت دارند » . اما جواب آنست كه : مگر در تواريخ نخوانده است و نديده است و از بصيران و سيّاحان و مسافران نشنيده است كه از مقدار يك درم كه زمين است پنج دانگ و سه تسو « 1 » گفتهاند : اهل كفر و شرك و بدعت و ضلالتاند « 2 » از بتپرستان و فلكپرستان و صابئه و يهود و مجوس و نصارى و منكران توحيد و عدل و نبوّت از براهمه و سوفسطائيّه چنان كه اقصاى « 3 » بلاد روم و فرهنج « 4 » و هند و تركستان و چين و ماچين و غير آن تا سدّ يأحوج و مأجوج و حدود ديار سومنات ، و يك تسو مسلمان است و آنگه مسلمان بر هفتاد و سه گروهاند و مذاهب و مقالات هريك مذكور و مسطور است و سيّد عليه السّلام همه را بامّت خود برخوانده است و بياء اضافت به خود منسوب ساخته « 5 » تا كس را زهره
--> ( 1 ) - ع - : « ستسو » م : « سه طسوج » در برهان قاطع گفته : « تسو بفتح اول و ثانى بواو كشيده مقدار و وزن چهار جو باشد و يك حصه از بيست و چهار حصهء سير استادان بقال و معرب آن طسوج است » پس پنج دانگ و سه تسو بيست و سه قسمت از بيست و چهار قسمت خواهد بود . ( 2 ) - ح د « عبارت بر اين نحو است » : « كه از شش دانگ زمين پنج دانگ را اهل كفر و شركت و بدعت و ضلالت دارند » ( د : « ضلالت است » ) » و بديهى است كه عبارت مصنف ( ره ) را عوض كرده است چنان كه دأب صاحبان اين دو نسخه است كه تغيير ميدادهاند . ( 3 ) - ح د : « از اقصاى » . ( 4 ) - م : « فرنج » ح د : « فرنگ » در انجمنآراى ناصرى گفته : « فرنج بضم اول و ثانى معرب فرنگ است و آن را آفرنجه نيز گويند در لشكركشى اسكندر از مصر و يونان رومية الكبرى گفته : ز مصر و ز افرنجه و روم و روس * بياراست لشكر چو چشم خروس » و مراد از فرهنج بطور قطع فرنگ است . ( 5 ) - يعنى امت را به خود نسبت داده و بياء متكلم تعبير كرده و « امتى » فرموده است در حديث معروف مشهور ، صدوق ( ره ) در خصال در ابواب هفتاد و بالاتر حديث يازدهم را چنين نقل كرده از امام حسين عليه السلام كه فرموده : « سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول : ان امة موسى افترقت بعده على احدى و سبعين فرقة ، فرقة مها ناجية و سبعون فى النار ، و افترقت امة عيسى بعده على اثنتين و سبعين فرقة فرقة منها ناجية ، و احدى و سبعون فى النار ، و آن امتى ستفترق بعدى على ثلاث و سبعين فرقة فرقة منها ناجية و اثنتان و سبعون فى النار » و اين حديث در كتب كلام و حديث و ملل و نحل عنوان شده است و محقق طوسى خواجه نصير الدين رضوان اللّه عليه با آن بر حقانيت شيعه و تطبيق فرقهء ناجيه بر ايشان بحث كرده است و فخر المحققين ( ره ) در اول شرح قواعد از پدرش علامه و او از خواجه نصير كيفيت استدلال را نقل فرموده است و ما در ذيل ميزان الملل بيانات قابل توجهى در پيرامون اين حديث و تعيين فرقهء ناجيه از علماى -